سخنی با مخاطبان

اندیشۀ ایجاد این تارنما در ابتدا به سادگی آن بود که حاصل سالها فعالیت "انجمن تئاتر ایران" بنحوی در دسترس علاقمندان تئاتر قرار گیرد. این اندیشه از کنجکاوی علاقمندانی ناشی می شد که در ملاقاتهایی، اینجا و آنجا، ابراز علاقه میکردند تا برای آشنایی بیشتر با گذشتۀ "انجمن تئاتر ایران"، منابعی به آنها ارجاع داده شود.

این کنجکاویها مرا تشویق کرد که تحقق عملی این تارنما، که سالها تنها به صورت یک ایده در ذهن من بود، جنبۀ جدی بخود گیرد. من شک ندارم که تجربۀ تئاتری "انجمن تئاتر ایران" آن قدر هست که، بی هیچ اغراقی، میتواند برای خود جایی در سرگذشت تئاتر ایران داشته باشد. این تجربه، که ملهم از نوعی آرمانخواهی و مبتنی بر اعتقادی راستین و راسخ به اهمیت هنر بود، بنظر من هنوز اعتبار خود را حفظ کرده است. همین نکته مرا واداشت تا موضوع تارنما را، بویژه با توجه به وضعیت امروز تئاتر در ایران، جدی تر گرفته و آن را همچنین پُلی برای ارتباط متقابل با نسل تئاتر امروز در داخل ایران ببینم.

می دانیم که نهادهای رسمی و دولتی اطلاع رسانی در ایران قابل اعتماد نیستند، و از آنجا که هیچ گونه رسانۀ همگانی مستقل و آزاد در ایران وجود ندارد، بسیاری از وقایع در ایران، منتشر نمی شوند. وقایع و اخباری هم که در رسانه های ایران منتشر می شوند، بی شک از گزند تحریف، دروغ، اغراق و سانسور حکومتی مصون نمی مانند.  وقایع تئاتری نیز، مسلماً از این قانون بر کنار نیستند. بهمین جهت، این تارنما همچنین می تواند مکانی باشد برای انعکاس اخبار فعالیت های تئاتری داخل ایران که بهرنحوی، بویژه بعلت سانسور کور دولتی، دشمنی کارگزارن و مزدوران حکومتی و تهدیدات مأموران و اوباشان رژیم، درایران امکان انتشار نمی یابند. ما از همۀ هنرمندان و دست اندرکاران تئاتر در ایران دعوت می کنیم که اخبار فعالیتهای خود را، که توسط سانسورچیان و مأموران جمهوری اسلامی بهرنحوی مورد تجاوز واقع شده و امکان انتشار آن موجود نیست، برای انعکاس آن به این تارنما بفرستند.
همکاری شما، محتوای این تارنما را هرچه پربارتر خواهد کرد.

تازه ها
دوزخی

یک طرح از مجموعۀ هفت طرح بنام اسنادی از دوزخ

نوشتۀ اِنریکه بوئِنا ونتورا

ترجمۀ ناصر رحمانی نژاد

یک اتاق خواب/نهار خوری، با دری در عقب صحنه، وسط.

شکنجه گر (پشت میز در حال غذا خوردن): روزی چند جفت جوراب مصرف می کنی؟

همسر شکنجه گر (در [ ... ]


اندیشه‌هایی در باب تئاتر شیلی

نوشتۀ خورخه دیاز

ترجمۀ ناصر رحمانی نژاد

بطور کلی، نا مطلع ترین کسی که می‌تواند دربارۀ هرگونه فعالیت فرهنگی آمریکای لاتین صحبت کند، یک آمریکای لاتینی است. هر یک از کشورهای ما جزیرۀ دور افتاده‌ای است که با نخوت، فضیلت سایر کشورها  [ ... ]


انسان فقط بوسیلۀ نان نمی میرد

خورخه دیاز ‏  Jorge Diaz

ترجمۀ ناصر رحمانی نژاد

صحنه خالی و نیمه تاریک است. نماینده با لباسی مرتب ظاهر می شود. رفتارش به راحتی یک فروشندۀ سیار حرفه‌ای است. او نوعی صندلی الکتریکی با دستگاه کنترل را که روی پایه‌ای مسطح قرار دارد، به ج [ ... ]


سرای بیم و امید (5)

محسن یلفانی

میتیگ جبهۀ ملی در جلالیه. 28 اردیبهشت 1340... قسمت های پایانی سخنرانی پر حرارت و مهیّج شاپور بختیار. از طنین و پژواک صداها پیداست که سخنرانی بوسیلۀ چند بلندگو در فضایی بزرگ پخش می شود و طنین می اندازد و با کف زدن ها و شعار [ ... ]


بیانیه خانۀ تئاتر

در شهر ما قفل بر در خانه‌ای بستند

در شهر ما قفل بر در خانه‌ای بستند. خانه سينما، خانه‌ی روشنگرانی که بر تيرگي‌ها پرتو مي‌افکنند. آنها که در عبور از سايه روشن‌های روزگار اميدها و آرزوهای ملتی را بر دوش کشيدند و به امروز رساندند. خ [ ... ]


واکنشی درس آموز در برابر سانسور

اخیراً یکی از روزنامه نگاران جوان، هادی حسینی نژاد، گفت و گویی با یکی از کارگردانان ایرانی، ناصر حسینی مهر، دربارۀ نمایشنامه نویسی در ایران، برای روزنامۀ آرمان انجام داده که پس از چاپ آن با حیرت متوجه شده که قسمتهایی (1700 کلمه) از ای [ ... ]


اوتو تاوسیگ

 

اوتو تاوسیگ، انسان نیکوکار، فعال سیاسی و اجتماعی، کارگردان و بازیگر مشهور و پیشرو اتریشی در ماه اکتبر گذشته در سن 89 سالگی در گذشت. من دوهفته قبل بطور تصادفی از درگذشت او مطلع شدم. این خبر، برای من که اوتو تاوسیگ را در طول سی سال گ [ ... ]


ششمین جشنوارۀ ایرانی تئاتر هایدلبرگ

جشنوارۀ تئاتر ایرانی هایدلبرگ امسال از 25 ژانویه 2012 آغاز می شود و تا 29 ژانویه ادامه خواهد داشت.